یک شبه پولدار شوید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

آنکه می گوید دوستت می دارم خنیاگرغمگینی است که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من

عشق را ای کاش زبان سخن بود

آنکه می گوید دوستت می دارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره گریان در تمنای من

عشق را ای کاش زبان سخن بود

آنکه می گوید دوستت می دارم .....

 

این شعر از یکی از شاعران معاصر ایرانی است که متاسفانه اسمش رو نمی دونم اما اون رو با آواز شنیدم در آلبوم "ریرا" و با صدای "سهیل نفیسی" که برای نخستین بار شهامت خوندن شعرهای نو رو با آواز داشته و بسیار هم آلبوم زیبایی از آب در اومده ، شاید اینجوری زیاد زیبا به نظر نیاد اما با شنیدنش در این آلبوم حتما نظرتون عوض میشه بنابراین پیشنهاد مخصوص سرآشپز امروز اینه!

 

امروز یه گزارش در روزنامه کارگزاران خوندم که یه جورایی کل باورم در مورد سهم طبیعی آدم ها از عدالت رو مخدوش کرد، با عنوان "زنان فصل گرم" دوست داشتید یه سری بزنید و بخونید، گاهی فکر می کنم چرا اینقدر تفاوت فاحش بین سرنوشت آدم ها هست؟

****

همچنان با مصائب زمین خوردن 2 ماه پیش درگیرم ، هرچقدر خواستم تو این مدت درد دستم رو به روی خودم نیارم ، نشد و  آخر با همه مقاومتی که من برای مراجعه به مراکز درمانی دارم و تا مجبور نشم ، نمیرم ؛ درد  به اراده من قائق شد و رفتم و حالا بعد از 2 ماه دیگه قضیه اینقدر حاد شده که سه هفته تموم باید قید استفاده از دستم رو بزنم و با یه دست اموراتم رو بگذرونم و این برای من مثل اینه  که مجبورم کنند از نیمی از تواناییم استفاده نکنم ، یه زجر مداوم 3 هفته ای و تحمل اینکه دستم رو تو طول این مدت نه تکون بدم و نه باز کنم ! از همه بدتر بسته بودن دستم تو این گرمای هوا دیگه واقعا از تحملم خارجه و اصلا نفس کشیدنم هم سنگین شده ! 

خلاصه در کل کمک!

 

امروز یامروز یه اس ام بهم رسید که اگه بدونی فقط 60 ثانیه وقت داری و دیگه من رو تا آخر عمرت نمی بینی چی بهم میگی؟ (ارسال کننده که اتفاقا آقا هم هست معمولا در ارسال این اس ام اس ها تخصص ویژه ای داره یه روز میگه من  البالو هستم یا گیلاس یه روز دیگه میگه غازم یا اردک!یا اینکه قهوه ام یا شیر کاکائو؟ اینو گفتم که نگید این کارا فقط از خانم ها برمیاد) اما این یکی استثنا ذهنم رو مشغول کرد واقعا در موردش فکر کردم ، بالاخره براش نوشتم بهت می گم میشه نری!

جوابم اینقدر به نظرش عجیب بود که زنگ زد ! بعد گفت ببخشید کجا نرم؟ منم گفتم خب یعنی چه کاریه که تو بذاری بری و بعد من کلی به ذهنم فشار بیارم که یه جمله ای به تو بگم که همه احساسم رو برسونه و برای یه عمر ندیدنت کافی باشه! خندش گرفت گفت: خب تو به ذهنت فشار نیار من به خودم فشار میارم می مونم!

منم خندم گرفت بعد بهش گفتم ولی واقعا فکر کن چقدر قشنگ بود که یکی اون لحظه ای که مهمه و برای یک نفر سرنوشت سازه در کمال سادگی یه همچین جمله ای رو بهش بگه و اون یکی هم اینقدر گوش شنوا داشته باشه که بشنوه    

یهو گفت اما من از اونی که انتظار داشتم یه جواب امیدوار کننده بگیرم وقتی این اس ام اس رو براش فرستادم نوشت بهت می گم به سلامت!

دلم براش سوخت؛ چرا همیشه آدم ها یه عمر منتظر شنیدن یه جمله از یه نفر می مونن اون هم هیچ وقت نمی فهمه؟

****

خسرو شکیبایی هم رفت... برای روز دلگیر جمعه همین یه خبر کم بود

 

مرحوم خسروشکیبایی هنرمند تئاتر و سینما

دلم خیلی گرفت، بیشتر برام غیر قابل پیش بینی بود؛ بعد یاد خانوادش افتادم که الان در چه حالی هستند؟ برای خودم سخت ترین و وحشتناک ترین کار دنیا تسلیت گفتنه یعنی وقتی قراره به کسی تسلیت بگم یا دیدن کسی که عزاداره برم، خودم از دست خودم لجم می گیره چون می دونم دارم چرند می گم! بیشتر احساس می کنم دارم رو اعصاب اون بدبخت رژه میرم و می دونم اونم اون لحظه دلش می خواد همه اجسام سنگین دنیا رو تو سرم خورد کنه که آخه ابله این چرندیات دلسوزانه تو به چه درد من می خوره؟